ایمان جلیلی: موبایل چیز خوبی است، چون اگر آدم توی آسانسور یك ساختمان 12 طبقه گیر كند، می تواند با یك تماس، همه را خبر كند. حالا حساب كنید كه این دستگاه نیم وجبی، كلی امكانات جور واجور هم داشته باشد.

  امكاناتی كه می تواند در فاصله ای كه بر و بچه های آتش نشانی شما را از توی آسانسور بیرون می كشند، حسابی سرگرمتان كند. از دوربین و mp3 پلیر بگیر تا انواع و اقسام بازی ها. موبایل اما یك امكان بی نظیر دارد كه هیچ چیز دیگری نمی تواند جایش را بگیرد: sms!

پیام كوتاه یكی از آن چیزهایی است كه می تواند درصد امید به زندگی را در آدمیزاد بالا ببرد. چرا؟ چون می شود با یك پیغام در مسابقة sms نود شركت كرد و 150 هزار تومان جایزه برد، به بهزیستی كمك كرد و آخرت را خرید، و یا انواع و اقسام جوك ها را گرفت و برای دوست و رفیق فوروارد كرد.

 sms جدید را دیدی؟ این، دیالوگ معروفی است كه بعد از هر اتفاق تازه ای كه توی مملكت می افتد، می توانید از در و همسایه و دوست و آشنا بشنوید. كافی است تقی به توقی بخورد تا موج smsها به سمت شما سرازیر شود. جام جهانی و حضور ایران در این جام، آخرین نمونه از این اتفاق  ها بود و باخت تیم ملی در بازی هایش سوژه اصلی موج جدید پیام های كوتاه.


وقتی به مكزیك باختیم
پیشاپیش برد 5 بر 1 ایران مقابل پرتغال را به مردم عزیز تبریك می گوییم. ستاد پیش بینی حوادث غیرمترقبه!

هنوز چند دقیقه ای از باخت ایران مقابل مكزیك نگذشته بود كه smsها شروع شد. همه از باخت به مكزیك عصبانی بودند، اما متن بعضی از پیام های كوتاه، این قدر شیرین و جذاب بود كه آدم را به خنده وامی داشت.

اكثر پیام هایی كه بعد از بازی اول ایران فرستاده می شد، ابراهیم میرزاپور و علی دایی را هدف گرفته بود. دو بازیكنی كه در آن بازی، بیشتر از بقیه علاقه مندان فوتبال را عصبانی كرده بودند. خیلی از این smsها بیشتر به توهین شبیه بود تا لطیفه و جوك.

برای همین نمی شود متن آن ها را توی این گزارش آورد. اما smsهای بامزه ای هم لابه لای آن همه بد و بیراه پیدا می شد: مردم قرار است جمع شوند و سند بگذارند و علی دایی را از تیم ملی بیاورند بیرون.

كاپیتان حجم عمده ای از پیام های بعد از بازی با مكزیك را بر دوش می كشید: دایی در پاسخ به خبرنگار سی ان ان كه از او پرسیده بود برای چی توی بازی بودی، گفت می خواستم از نزدیك بازی را تماشا كنم. این هم یك نمونة دیگر: علی دایی به عنوان بهترین تماشاچی بازی ایران و مكزیك انتخاب شد.

غیر از بازی ضعیف، سن و سال كاپیتان 38 ساله هم سوژه خوبی برای جوك ساختن بود: مراحل زندگی انسان: كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، پیری و علی دایی ای! و یك نمونة جالب دیگر كه پر بود از خلاقیت و نكته: دایی بعد از بازی با مكزیك به عنوان قهرمان وسطی دنیا معرفی شد. چون در طول 90 دقیقه نگذاشت حتی یك بار هم توپ به پایش بخورد.

نفر بعدی، ابراهیم میرزاپور بود. اگر نگوییم smsهایی كه دربارة عملكرد آقای شماره یك ساخته شد بیشتر از علی دایی بود، مسلما كمتر از او هم نمی شد: پس از بازی با مكزیك، سردار طلایی، نشان امنیت و آرامش را به میرزاپور اعطا كرد.

مردم برای دروازه بان تیم ملی سنگ تمام گذاشتند! مسابقه sms نود: در بازی با پرتغال، میرزاپور به چه كسی پاس گل می دهد؟

الف ـ لوئیس فیگو ب ـ رونالدو ج ـ دكو د ـ او ریسك نخواهد كرد و خودش دروازه را باز می كند. البته یحیی هم به طور غیر مستقیم در بعضی smsها نقش بازی كرد: پس از باخت به مكزیك، از واژة ذرت گل محمدی به جای ذرت مكزیكی استفاده كنید.

بعد كه به پرتغال باختیم
بعد از این كه ایران گل دوم را هم از پرتغال خورد، دیگر همه منتظر رسیدن smsهای جدید بودند. این بار، علی دایی توی زمین نبود. بنابراین، سازندگان این پیام ها باید دنبال سوژه های بهتری می گشتند. حسین كعبی اولین كسی بود كه با آن تكل عجیب و غریبش بهانه دست sms بازها داد:

سؤال: شماره كفش حسین كعبی چند است؟ راهنمایی: به جای استوك كفش او روی صورت فیگو توجه كنید. به غیر از این مورد، این بار بازیكنان خیلی مورد توجه نبودند. این دفعه كل تیم مورد تمسخر قرار گرفته بود: مقامات مسؤول دستور دادند با توجه به درخواست های متعدد مردم، تیم ملی را با هواپیمای 130 ـ C به ایران برگردانند.

بقیه پیام ها متوجه رده بندی گروه و چهارم شدن ایران در این گروه بود. البته این smsها هم خیلی محتوای قابل چاپی ندارند! و سری آخر پیام ها كه كلی بودند و باز هم ردپای كاپیتان: علی دایی پس از حضور ضعیف در جام به مردم قول داد در جام جهانی بعدی جبران كند.

و این یكی هم حضور مشترك دایی و میرزاپور در یك sms: نفرین جام جهانی: امیدوارم دروازه بان تیمتون میرزاپور باشه، مهاجمش علی دایی.

آب ها از آسیا افتاد
حالا آب ها كمی از آسیا افتاده است و همه به اندازة كافی دارند مردة تیم ملی را چوب می زنند. علاوه بر این، مكزیك مقابل آرژانتین خیلی خوب بازی كرده و پرتغال هم به یك چهارم نهایی راه یافته است. با این اوضاع، حداقل همه خودشان را راضی كرده اند كه ای بابا، توقع بی جایی داشتیم.

 آنها تیم های بزرگی بودند و از این جور چیزها. موج smsها هم به همین خاطر فروكش كرده است؛ البته تا وقتی كه ماجرای دیگری استعداد بی كران ما ایرانی ها را قلقلك ندهد. 
 

امیرمهدی ژوله
sms جوك را نجات داد

  امیرمهدی ژوله به عنوان یك طنزنویس، علت بالاگرفتن تب sms، بعد از شكست های ایران را، عدم امكان ابراز نظر راحت و بی رودربایستی دربارة تیم می داند: وقتی مردم نمی خواهند رك و راست نظرشان را دربارة تیم بگویند، نیش و كنایه ها شروع می شود.

 اصولا وقتی فضای راحتی برای اظهار نظر وجود نداشته باشد، طنز شكوفا می شود. ژوله به طور كلی با انتشار لطیفه های مختلف در مورد یك موضوع به وسیلة sms موافق است. او برای خودش دلیل هم دارد: قبل از این كه امكان sms مهیا شود، فرهنگ جوك در ایران داشت نابود می شد.

sms كه رونق گرفت، جوك ها دوباره زنده شدند. آن اوایل، مطالبی كه از طریق sms رد و بدل می شد، جوك های انگلیسی بود كه ترجمه شده بودند. او نوع طنز جوك های sms را هم می پسندد. البته منهای آن هایی كه بیشتر حالت فحش و ناسزا دارند: هرچقدر اتفاق تلخ تر باشد، طنز هم بهتر می شود.

یعنی از شدت تلخی به یك موضوع می خندیم. به نظرم بعضی از این smsها از نظر بار طنز، خیلی خوب اند؛ یعنی آن غافلگیری و پیچی كه مخصوص كار طنز است را دارند. 
 
 

عمران صلاحی
موبایل ندارم!

عمران صلاحی، از آن دسته طنزنویسانی است كه همیشه یك چیزی برای غافلگیر كردن شما دارند. وقتی با او تماس گرفتیم، گفت كه اصلا موبایل ندارد و با قابلیت های sms آشنا نیست.

صلاحی اما معتقد است كه این smsها، در واقع همان جوك ها و لطیفه هایی است كه قبل از فراگیر شدن موبایل دهان به دهان بین مردم می چرخید و پخش می شد. حالا هم كه سر و كله موبایل و تكنولوژی پیدا شده، این كار خیلی راحت تر و البته سریع تر صورت می گیرد.

 صلاحی می گوید این موج متلك ها، كنایه ها و شوخی هایی كه بعد از هر اتفاق راه می افتد، در واقع میزان الحرارة اجتماع است و می شود با آن، تب جامعه را اندازه گرفت: به نظرم این حجم sms، نشانگر اوضاع جامعه است و می تواند مفید باشد؛ اگر مسؤولین كه به نوعی با قضیه درگیرند، به آن ها توجه كنند. 
 


 خشایار الوند
آماده همكاری هستم

 كارهای خشایار الوند را حتما در قالب شب های برره دیده اید. آقای نویسنده، ایرانی ها را به عنوان ملت طناز می شناسد. او می گوید ایرانی ها هر جایی كه توانسته اند، با زبان بامزة طنز حرفشان را زده اند.

 نمونه خوبی هم برای حرفش دارد: شما ببینید توی بحبوحة انقلاب، مردم یك شعار ساخته بودند: ما می گیم شاه نمی خوایم، نخست وزیر عوض می شه این خیلی جالب است. می شود زبان طنز مردم را در آن وضعیت دید. الوند وقتی می خواهد دربارة موج smsها حرف بزند، اول می رود سراغ تحلیل جامعه شناسی موضوع: دلیل جامعه شناسانه راه افتادن این تب، این است كه هنوز بستر عمومی راضی كننده ای برای حرف زدن وجود ندارد.

جراید هم نیازهای مردم را جوابگو نیستند. در واقع، فضای آن ها بیش از حد رسمی است. و اما تحلیل خود استاد: ببینید! یك زمانی موج موبایل دار شدن توی مملكت راه افتاد و همه رفتند برای خرید موبایل.

 این جریان sms هم در واقع، یك جور مد است كه راه افتاده. یعنی تب جام جهانی یك عده را گرفته. جام كه تمام شود، آن ها هم یادشان می رود كه مشكل چه بوده است. او فكر می كند پخش این smsها زیر سر طبقة متوسط به بالای جامعه است كه زیاد هم اهل فوتبال دیدن و استادیوم رفتن نیستند و فقط جوگیر شده اند.

 الوند می گوید این smsها را چند نفری كه هم زبان طنز خوبی دارند و هم اهل فوتبال هستند می سازند. بعد هم smsها در تیراژ میلیونی فوروارد می شوند و این، سرعت انتشار جوك ها را بالا می برد. 
    
سرعتی كه با هیچ پدیده دیگری قابل مقایسه نیست. او در مورد علت متنوع بودن این smsها می گوید: اگر مسؤولان تیم ملی به درخواست مردم گوش می دادند، نارضایتی ها این جوری جمع نمی شد كه كسی برای مخالفت با فرضا حضور دایی در تیم ملی، از یك ادبیات این جوری استفاده كند كه خیلی جاها با فحش و ناسزا هم همراه شده.

 الوند می گوید خیلی از این smsها كیفیت یك جوك را ندارند، اما بعضی هایشان این قدر قوی و بامزه اند كه اگر او می توانست سازندگانش را پیدا كند، حتما از آن ها برای همكاری دعوت می كرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1388    | توسط: حمید ستوده    |    |
نظرات()